مساعي نونوس و هرون كهتر. اين كارها سخت ناچيز بود. حتي در دنياي مسلمان هم فعاليت‌ مسيحيان كاهش چشم‌گيري يافته بود؛ تنها مسيحيان عربي‌نويس كه ذكرشان كرده‌ام‌ عبارت‌اند از: اوطوقيوس‌، متي بن يونس‌، و يحيي بن عدي‌. در حقيقت غيبت مسيحيان با ظهور تعداد روزافزوني از يهوديان‌، كه اغلبشان به عربي مي‌نوشتند، جبران شده بود: داود بن‌ مروان و قرقساني قرائي و بن عاشر، بن نفتالي‌، سعديا بن يوسف‌، و اسحاق اسرائيلي‌ راست‌كيش‌.
مسلمانان وظيفهٴ اصلي بشريت را ايفا مي‌كردند. بزرگ‌ترين فيلسوف‌، يعني فارابي‌، مسلمان بود؛ بزرگ‌ترين رياضي‌دانان‌، يعني ابوكامل و ابراهيم بن سنان مسلمان بودند؛ بزرگ‌ترين جغرافي‌دان و جامع‌العلوم‌، يعني مسعودي‌، مسلمان بود؛ بزرگ‌ترين مورخ‌؛ يعني‌ طبري‌، هم مسلمان بود. درست است كه بزرگ‌ترين پزشك‌، يعني اسحاق اسرائيلي مسلمان‌ نبود، بلكه يك تن يهودي عرب زبان بود، ولي جالب است كه اين اسحاق در مصر زاده شد و در تونس به كار پرداخت‌.
بسياري از مسلمانان در بغداد يا در شهرهاي ديگر عراق مي‌زيستند، ولي تعداد روزافزوني از آنان از مناطق ديگر اسلام به عرصه پاي مي‌نهادند: اولاً، گروه نيرومندي از عرب‌ها وجود داشتند -- اشعري‌، همداني‌، ابودُلَف‌، ابوالفرج اصفهاني‌، ابن دريد، مسعودي‌.
گروه ايراني بدان نيرومندي نبود، ولي با اين حال در خور توجه بود -- ابن رسته‌، ابن فقيه‌، ابوزيد، طبري‌. ابوكامل مصري بود و ابوبكر رازي‌، اهل اسپانيا؛ بلخي و جيهاني از خراسان و ماوراءالنهر برخاسته بودند؛ فارابي و ابن اماجور ترك بودند! بدين ترتيب فرهنگ اسلامي‌، عالي‌ترين فرهنگ آن روزگار بود، كه از آسياي مركزي تا نهايت غربي عالم را زير نگين‌ داشت‌.

ب‌. زمينهٴ ديني‌

كتاب‌هاي مقدس يهودي‌

متن صوفريم‌، كه در سدهٴ دوم تثبيت شد، تماماً فاقد علايم مصوت بود. حركات و علايم‌ وقف در سدهٴ هفتم بدان افزوده شد. در اين حين مجموعهٴ عظيمي از متون مُنَقًح (ماسوراه‌) گرد آمده بود و مرتباً بر ميزان آن افزوده مي‌شد. مقارن آغاز سدهٴ دهم لزوم تثبيت يك متن‌ واحد، همراه با ماسوراه آن ضرورت يافت‌، و اين كار در دو مكتب ماسورايي جليل (در فلسطين‌) و بابل صورت گرفت‌.
روايت فلسطيني (يا غربي‌) توسط بن عاشر تثبيت شد، و مي‌توان گفت ماسوراه به دست او خاتمه يافت‌. تمام نسخه‌هاي باختري اخلاف نسخهٴ او به شمار مي‌رود (كه گم شده‌)؛ وانگهي‌،